محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
175
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
انجام نمىدهد ، بلكه روش او آموزش و رهنمود به كار خوب و نهى از كار ناپسند است ، و جهان را براساس نظم و ترتيبى فراگير و همگانى به جريان مىاندازد و سنتهاى طبيعى ثابتى قرار داده كه قوانين و آثار آن ، نيكوكار و بدكار را دربر مىگيرد ؛ بهطور مثال اگر زلزلهاى رخ دهد ، خداوند فرمان نمىدهد كه خانه مؤمن پارسا را وانهاده و تنها خانه كافر بدكار ويران شود . حتى شايد مؤمن ، بدترين و سختترين رنجها را بيش از كافر بچشد ؛ همان گونه كه در اين حديث شريف آمده است : « بلا بر مؤمن نهاده شده است . . . پيامبران بيش از همه دچار بلا و مصيبت شدهاند و انسانها در درجات بعدى به اندازه رتبه و مقامشان دچار بلا مىشوند . « 1 » با اينهمه خداوند پاك ، راه طبيعى حوادث را به اقتضاى شرايط و براى يك حادثه ويژه تغيير مىدهد ؛ مانند معجزه شگفتى كه يكى از پيامبران آورد . . . اين حادثه ويژه ، بهندرت رخ مىدهد و گذرا و ناپايدار است ؛ مگر معجزه محمد صلّى اللّه عليه و إله كه همان قرآن جاودانه است و همواره جاودان مىماند . شايد پرسيده شود كه خداوند پاك با بندگانش در دنيا با رهنمون و نه با مجازات رفتار مىكند ؛ بنابراين چگونه امام عليه السّلام مىفرمايد كه خداوند بندگان خود را در دنيا در اثر گناهانشان به بلاها و گرفتارىهايى مانند قحطى دچار مىسازد . در پاسخ مىتوان گفت كه اولا دنيا براى اشرار و بدكاران بهشتى برين است : « و اگرنه آن بود كه [ همه ] مردم [ در انكار خدا ] امتى واحد گردند قطعا براى خانههاى آنان كه به [ خداى ] رحمان كفر مىورزيدند سقفها و
--> ( 1 ) . « البلاء موكل بالمؤمن . . . ان اشد الناس بلا الانبيا ، ثم الذين يلونهم الامثل فالامثل » فيض القدير : 2 / 359 ؛ فتح البارى : 10 / 111 ح 5323 ؛ سنن دارمى : 2 / 412 ح 2783 .